تبليغاتX
س ا س و ش ا
بدقول شده ا م و در نوشتن هم تنبل!! می دانم! همه اش تقصیر چشمان خودم است که دل و دین برده و عروس گلم وای وای! این روزها همه می خواهند به زور بوی عید را در بینی محترممان بتپانند! ممنونم رفیق! امادوست دارم خودم نفس بکشم! چهار شنبه سوری هم گذشت! به سلامتی و نوش ! و گاهی هم قر کمر! سال هشتاد و شش هر چه در چنته داری رو کن که دیگه نوبت خود خودته که به خاطره پیوندت بزنن!

  • دوستان این مجازستان..
  • پیشاپیش عیدتان فرخنده و پر از شادی باد..با دلی خوش و تنی سالم.. و جیبی پر پول..
+ نوشته شده در  86/12/29ساعت 19:9  توسط ساسوشا  | 

" وقتی بارون می زنه..."

امروز صبح خوش حال و خندان و قبراق و شادان به سوی کلاس طراحی رفتیده گشتم! در بدو ورود به تجریش با دیدن اتوبوس مهربون گشت ارشاد ذوق مرگ شدم! برای اینکه چشم زیبایش به جمال من نیافتد مسیرراعوض نموده و اما در برابر رخسارم قرار گرفت..! منم که حساس! عینک آفتابی بر چشم! سر به زیر...! جییییییییییییییییم فنگ! خدارو شکر که میل شاهانه به سوی بنده سرازیر نگشت! به سلامت به کلاس رسیدم! تپش قلب وحشتناکم خبر از علاقه ی شدید قلبی من می داد!

  •  توی این چند روز از بس یار کمر باریکم را دود نموده ام! گوش هایم نمیشنود! داریم کم کم به جرگه ی معتادین می پیوندیم! به به!
  • شنیدم دوباره من نبودم و شیطونی کردی! اگه به بابات نگفتم...یه آشی برات نپختم!! 
  •  دست دست..
+ نوشته شده در  86/12/23ساعت 19:8  توسط ساسوشا  | 

این روزهای آخر را هم با هر جان سخت بودنی داریم به آخر می رسانیم تا باشد سالی دیگر! طی این چند روز فزاینده به گل و بلبل و ...انتخابات پرشور و ...مردم همیشه در صحنه و ..روزها و شب ها که می آیند و می روند خبر خاصی ندارم! دنیای وبلاگ نویسیم هم مانند خودم هم چنان دل آشوبه دارد! شاید کم کم دارم دچار فرار مغزها می شوم! اگر به کسی سر نمیزنم دلیل بر هیچ نگذارید..آهسته می آیم و می روم ..دلم هم برای تمامی دوستان مجازیم تنگ می شود..حداقل یک نوشته ...گاهی آدم را آرام می کند..!

امروز طی یک عملیات قوی مندانه!! به اتاق تکانی مفتخر شده ام!اما هم چنان از درو دیوار اتاق کاغذ و رنگ ولباس می بارد!  هر آنچه که بود به کناری گذاشتم..خاطرات یازده سال کار و زندگی..از انشاهای راهنمایی تا خاطرات اولین روز کار..چقدر زود گذشت..باورم نمیشود..! شانزده سالگی به همین زودی تبدیل به بیست و شش شد! عجب! گویا راست می گویند بزرگ شده ایم!!

در بین عجایب خلقتمان نامه ای را که در سن هشت سالگی برای مامانسی  نوشته بودم پیدا کردم..که با خواندن دوباره اش به خودم گفتم عب بچه ی احمق و خنگی! و چشمهای مامانسی پر از احساس..پر اشک ...گفت : آخی..نگو..و قربان صدقه ای که مال خودم است و به شما نمی گویم تا دلتان بسوزد چون مامانسی من فقط مال خودم هست..!

باز بر میگردم تا بنویسم..! الان می خوام برم کار لازم برای عید!! (نیشمان تا بناگوشمان باز شده است! )

+ نوشته شده در  86/12/22ساعت 19:6  توسط ساسوشا  | 

"نیش ها ونوش ها چشیده ام!"

این روزها ی پایانی سال حوصله ی خودم را هم ندارم.. به سان مرغکان خوش پرواز ..میلش کشید و خواست باشد..باز همه چیز گسست...! هم چنان من مبهوت و تو مبهوت و همه سرگیجه گرفته ایم! که این چه بازی است که روزگار در آورده است! راستی...آقایکی گفته اند که پریان خوش احوال با ما سر شوخی دارند! بسی جای خرسندی است که ماورا مارا طلب می کند! ...

  •  باید ترک یار کمر باریک کنم!
+ نوشته شده در  86/12/21ساعت 19:5  توسط ساسوشا  | 

با سلام خدمت رفیق جانم..خدای باحالم..

عرض می کنم که...باور کن راه دیگه ای هم هست که بهم یاد بدی تو این زندگی ....(...)....سکوت کردن و به عبارتی واضح خفه شدن رو یاد بگیرم!

  • می خوای خودم بهت یاد بدم؟!؟!
+ نوشته شده در  86/12/21ساعت 6:5  توسط ساسوشا  | 

هر چقدر می خواهم نگویم نمی شود..سکوت کنم..نمی شود...روز به روز دنیا مارا به قعر می کشد..ته ته آن نمی دانم چه خبر است!دریای زلال دل را گنداب گرفته..حالا هی به من غر بزن که همه چیز را سیاه می بینی..! گویا تو هم نمی خواهی باور کنی که این روزها باورهایت را به یغما برده اند!

  • خوب است که معنی نجابت را هم فهمیده ایم!!

 

  •  آقا نجیب است...!!
  •  سر به زیر است..
  • دروغ نمی گوید..
  • مهربان است..
  • می توانی به او تکیه کنی...!!!
  • اما ببخشید..!
  • اس ام اس های عاشقانه را تنها برای شماره ی خواهرت  می فرستد...
  • !!!

 

  • خانم نجیب است...!!
  •  دوستت دارد..
  • دروغ نمی گوید...
  • مهربان است...
  • می توانی با او به آرامش برسی..!!!
  • اما ببخشید...!
  • دوستت می داند که لباس صورتی اش بیشتر به او می آید...
  • !!! 

سرم از اینهمه بازی زندگی گیج می رود!!

  • عجب صبری خدا داری!!
+ نوشته شده در  86/12/19ساعت 19:4  توسط ساسوشا  | 

  •  عجب طعمی دارد.....!  به زور به ما ....!  اَه!
  • نیم جو معرفت هم بد نیست...!
  • زندگی روت زیاد شده باز!!!! روتو کم کن!
  • حالم رو به هم می زنی کثافت!
  • + نوشته شده در  86/12/18ساعت 19:3  توسط ساسوشا  | 

    " آفرین"

    من امروز هم شاکیم..!

    + نوشته شده در  86/12/08ساعت 19:2  توسط ساسوشا 

     "تو بگو تا به کی آخر چند؟!؟!"

    امروز بعد از کلاس با دکتر عین ..کلی حرف زدیم..از خاطرات تدریسش که گفت دیدم چقدر دوران ها عوض شده و چقدر بچه های الان سرخوشند..شاید حرف هایی که دیگران میزدن و میشنیدم باور نمی کردم و به نظرم خنده دار بود! اما.دروغ نمیگم منم دلم دوست داشتن خواست....دختری اول دبیرستان براش نامه نوشته بود به همراه یک کاکائو ( عاشق کاکائوست استاد گرامی! ) در وسط کلاس تقدیمش کرده بود..! و در آخر نامه که ترو خدا منو از کلاس بیرون ننداز..! دل او هم مثل دل من سوخته بود و می گفت که نمیداند چه کند! مثل من..! اگر قرار باشد که دل هر کسی را در هر سال نشکنم آنوقت...! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...!

    • منم دلم دوست داشتن می خواهد..از نوع دیگرش!
    + نوشته شده در  86/12/06ساعت 23:1  توسط ساسوشا  | 

    "دلم آغوشی می خواهد که تمام خستگی هایم را بگیرد..."

    بغض کرده ام..دلم آنقدر گرفته که نمی دانم...حتی بازی با رنگ ها هم آرامم نمی کند..کاش می دانستم چرا سال هاست تنها حرف دلم در گلویم خاموش می شود..نمی دانم..سعی می کنم شاد باشم..همیشه..اما نمی توانم...با خودم عهد بسته ام که اگر روزی مادر شدم تک فرزندی را تحریم کنم..سخت است...پر غم و تنهایی است..

    خندیدن الکی  مسخره ترین کار دنیاست...

    + نوشته شده در  86/12/06ساعت 19:0  توسط ساسوشا  | 

    "مهندس روزت مبارک رفیق...."

    خنده دار است...!! با آشنایی از فامیل های یکی از اقوام سخن از مزدوج شدن بود...گفتم هر آنچه که باشد..تو را نمی توانم به عنوان همسر آینده ام بنگرم..نه اینکه هم خون من باشی..نه! اما احساسی که باید به همسر آینده ام داشته باشم می دانم که به تو ندارم و نخواهم داشت..! داد سخن ازآنجا بر آمد که کسی که برای مزدوج شدنش برایش لقمه گرفته اند قبلا مزدوج شده است! و هر وقت که به بن بست می رسد یادش می افتد که طالب بودن با من است! تمامی این ها به کنار! لغتی که برایش به کار برد حالم را بسی ناخوش کرد! شاید می خواست بگوید که زبان خارجه اش کلی با کلاس است! شما هم یاد بگیرید! Second HAnd! می خواستم بگویم من که کل آمار زندگیت را دارم..برو خدا رو شکر کن که کنتور نداری! وگرنه تا به حال یک مدرسه را باید اداره می کردی!
    یاد .... به نام دکتر ! افتادم...  که می گفت دختری که تا سی سال از عمرش   گذشته باشد و باکره مانده باشد مشکل دارد!
    نه به این شوری...نه به این بی نمکی! خنده دار است..

    • هر کسی دنیا را از دریچه ی چشم خودش می بیند..به من چه!
    • هر جوری دوست داری نگاه کن...
    • اما قضاوت نکن...
    • آنقدر عادل نیستی آدمیزاد که در مورد دیگران بخواهی عدلت را به نمایش بگذاری....

     

    • از کسانی که زیادی در حلقه ی نجابت قایم موشک بازی می کنند اصلا خوشم نمیاد..!

    + نوشته شده در  86/12/05ساعت 18:58  توسط ساسوشا  | 

     "خانوم به چی پایبندی؟!؟!...."

    کار بدی کردم؟! نننننننننخیر! راستی کن که راستان رَستند..در جهان راستان..قوی دستند..! ..بازی با رنگ ها و وول وول بازی  خودمو خفه کردم از بس نامجو گوش کردم..! از بهر این زندگی چسبنده بسی جای خوش حالی نمی باشد که این همه آدم ها همش غمگینن! سن و سال هم نداره! از ۱۲ ساله بگیر تا ۴۰ ساله! من واقعا نمیدونم اشرف خلق شدگان چه سودی از دو دره بازی و ...! می برند..بی خیال!  می خوام شکلاتی مز مز بشم...خوشمزه...مثل اخلاقم!!!!

    • مرسی خدای مهربونم که اینهمه تحمل اخلاق گندم رو داری!
    + نوشته شده در  86/12/03ساعت 18:56  توسط ساسوشا  |