+
نوشته شده در
87/01/27ساعت 1:45 توسط ساسوشا
- نه دیگه این واسه ما دل نمی شه..
- هر چی من بِهش نصیحت می کنم ..
- که بابا
آدم عاقل آخه عاشق نمی شه ..!
- می گه یا اسم آدم دل نمیشه یا اگر شد دیگه عاقل نمیشه ...
- بش می گم جونِ دلم..
- اینهمه دل توی دنیاست چرا..
- یه کدوم مثلِ دلِ خرابِ صاب مرده یِ من پاپیِ زن های خوشگل نمیشه..
- چرا از اینهمه دل یه کدوم مثل تو
دیوونه ی زنجیری نیست؟
- یه کدوم صُب تا غروب تو کوچه ول نمیشه؟
- میگه یک دل مگه از پولادهِ که تو این دوره زمونه چششو هم بذاره..
- هیچ چیزی نبینه..
- یا اگر چیزی دید...خَم به ابروش نیاره؟!؟!.
- می گم آخه باباجون!
- اون دل پولادی دست کم دنبال کیف خودشه..
- دیگه از اشک چشش زیر پاش گِل نمی شه..
- میگه هر سکه میشه قلب باشه..
- اما هر چی قلب شد دل نمیشه!
- نه دیگه!
- نه دیگه...
- نه دیگه این واسه ما دل نمیشه..
+
نوشته شده در
87/01/26ساعت 22:38 توسط ساسوشا
حالا که من بره شده ام و تو هم گرگ ٬باید با هم قایم موشک بازی کنیم؟!
- قرار بود تو سال جدید کمی فرح انگیز ناک و دلبرانه و شادمانه و مثبتیانه بنویسم! اما ترک عادت موجب مرض است سعی می کنم کم کم مرضم را ترک کنم!
- آفرررررررررررررررررررررین!
+
نوشته شده در
87/01/25ساعت 0:31 توسط ساسوشا
- به درک که انسانیت را به گاف ِ الف داده ای!
+
نوشته شده در
87/01/24ساعت 23:1 توسط ساسوشا
- آخه خدا..بنده هات نمیفهمن..خودت چی؟!!بس کن دیگه بابا..
+
نوشته شده در
87/01/23ساعت 0:7 توسط ساسوشا
هر آنچقدر که می خواهم با تو راه بیایم گویا در آن مغز پوکت فرو نمی رود! نمی دانم شیطان که فرشته ی مقرب درگاه پروردگار است در مقابل معلق بازی های تو چه می کند! همان پیش قاضی و ملق بازی! هر چقدر می خواهم با تو مهربان باشم ...دوست باشم...صداقت...مهربانی..! گویا هیچی در آن وجود بی همتایت نقش نمی بندد! خوب...نبندد! همانند خودت می شوم اشرف مخلوقات..!
- راستگو و صادق باش تا در آخر ...فیهاخالدونت را دور بزنند!
- دارم دوباره آرشیو را بر می گردونم! زیاد بلاگفا را به باد ناسزا نگیرید..!!
- لبخند بزن رفیق!!!
+
نوشته شده در
87/01/20ساعت 21:39 توسط ساسوشا
نوبهار بود که در آن.. تو خوش دل باشی! امروز باید سبزه هارا گره زد! درخت هار ا گره زد!و شاید هم خود و دیگری را..چه میدانم ...!!! آرزویمان همه سرسبزی دوستان است با دل خوش و جیب پر پول..باشد که ما هم رستگار شویم..! البته از برکت جیب خودمان و شادی لبخند دلمان! از قدیم گفته اند عیب نیست هر آنچه که بر دل جوانان می رود..و این را هم بگویم تا لال از دنیا نرفته ام...چه خوشگل شده امروز!
ته نوشت:
این روزها بازار سوتی ها ی بنده فراوان است!! شاید به علت تغییر آب و هوا است شاید هم ...! هر آنچه که هست مثل همیشه مهمان نوازی حرف اول را میزند..!
لبخند را فراموش نکن رفیق..
+
نوشته شده در
87/01/13ساعت 15:40 توسط ساسوشا
"خدای من
زیباست.. "
در این نو بهاران که مفتخر شده ایم به شاد زیستن و بی خیالی به دنیا ..تنها دلیلش شایدیک سال بزرگتر شدنمان باشد!شب پیشین پیامکی از جانب دوستی بس مهربان مرا به فکر واداشت ..نه تنها فکر بلکه کمی هم غم چاشنی آن گردید.. ! کاش می توانستم رفیق..کاش می شد ذات وجودی را تغییر داد..اما از همین جا اعلام می کنم که هر آنچه که پیش آمده خوش بوده..با تمام ناخوشی هایش..زندگی این است..! بی خیالش! به همین سادگی رفیق!
- آرشیو را پاک کرده ام ...چرا که گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست!
- امسال سال دیگری است! باور کن!
حجم زمان سنگین است
+
نوشته شده در
87/01/09ساعت 20:16 توسط ساسوشا
دیار باران خوب بود..خوش گذشت..!! بیچاره گناه داشت! من کل هم تو این دیار نبود!
- خدا جونم..مَ م ن و نَ م !
+
نوشته شده در
87/01/07ساعت 19:14 توسط ساسوشا
از اثرات مفتخر شدن به بهاریه این می باشد که گلویمان بسی درد می کند! خوابمان هم می آید و ساعت را هم یک ساعت به جلو کشیده اند! ( مرض دارند دیگر) ! و باید تند تند حاضر شویم تا به مسافرت برویم! حالا تکلیف بنده ی محترمه که می خواهد بخوابد در تختخواب خودش چیست! ؟ ! هیچ! باید تابع جمع بود! هی روزگار! بزرگ هم شده ایم اما باید حرف گوش بدهیم! ! ! !جل الخالقَتِینا!
+
نوشته شده در
87/01/02ساعت 4:13 توسط ساسوشا
|
سلام خدمت بهار جان عزیزم..خوش اومدی رفیق...بیا امسال دیگه با هم دوست باشیم...
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآفرین!

-
ماه تو خوش...
-
سال تو خوش ..
+
نوشته شده در
87/01/01ساعت 16:16 توسط ساسوشا