تبليغاتX
س ا س و ش ا
ساسوشا
را می شناسی؟ همان پا برهنه ی بارانی را
دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388
بیچاره خدا وندگار ِ عالم ..
خداوندا...بینهایت سپاس گذاریم که رسما،شرعا،عرفا...به گاف الف رفتیم....!

پرم از بهت..

بیا رفیق دعایی بکنیم...

اگر آنها راست می گویند ...خدایامارا ببخش..

و

اگر ما راست می گوییم ...خدایا با عدلت رفتار کن...


باور ها همه پر...

+ ساسوشا
چهارشنبه بیستم خرداد 1388
بیست و هفتمین خرداد من
باشد که نکو باشد آغاز بیست و هفتمین عدد مقدس زندگی ات دخترک...

دو روز می گذرد... این دو روز را تنهایی سر کردم...احساس بدی نداشتم...هیچ احساسی نداشتم...گذر زمان است دیگر..کاریش نمیتوانی بکنی...شاید باشد برای آغازی دوباره...

باید سعی کنم که کمی خوش اخلاق شوم...دیگر بد اخلاقی بس است...!

در این مدت آنقدر با زندگی بازی کرده ام که می دانم زمان بزرگ شدن دیگر آمده است...

هی زندگی..

خوش اومدی به دنیا...


+ ساسوشا
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388
359
خیلی دوست دارم بگم که خوشبختم! 
+ ساسوشا