تبليغاتX
س ا س و ش ا - 339
هزار تا سوراخ برای رهایی پیدا کرده بودم که بتوانم با خیال راحت پروژه ی آخر ترم را به سرانجامی برسانم...خانه...خانه..آخرین پناه...!اما چه فایده...اعصابم مثل کش تنبان در می رود ! دیگر نه تنها ازدست زندگی ...از دست اشرف مخلوقات هم گُه گیجگی مزمن جایش را به ناباوری داده...! چراهای بیجواب زندگی ام زیادی( به قول دخترک شیرازی کلاسمان) انگولم می کنند! آنقدر عصبانی می شوم که نفسم بالا نمی آید..شایدنامرد یابم را روشن می کنم همیشه که اینقدر جزرو مَدَش همراهیم می کند!

واقعا نمی دانم که چه روزگار ِ بی در و پیکری برای خودم درست کرده ام!حکایتم را با خودم هزاران بار گفته ام..نمی دانم جذام گرفته است یا درد پیری است...کهولت از آن اوست یا فرسوده شده است و به هیچ دَرَش نخوانند...

آدم ماندن ..انسان ماندن...درست بودن...شریف بودن...پاک ماندن ..آنقدر سخت است که صدای خرد شدن همه چیزت را می شنوی ...از استخوان مهره های کمرت بگیر...تا له شدن رگ و ریشه ات...بهای نفس کشیدنم این روزها.. یک سکته ی قلبی است ! که شاید همین روزها به سراغم بیاید...نرم و آهسته...مبادا که کسی چیزی بداند...

درد می گیرد...یک جاهایی...که نمی دانم دیگر اسمش چیست..گریه ام می گیرد..از اینهمه سیاهی..از اینهمه تباهی...از اینهمه نامرد در کسوت مردانگی ..عُقم می گیرد از شهوت های تکراری..دوستت دارم های دروغی...عُقم می گیرد..

باز نفسم بالا نمی آید..به قلب ساده ی کودک وارم که از درد فشرده می شود.میگویم..آرام..آرام...نوبت تو هم می رسد که دیگر نزنی....آرام باش..

بی قرارم...بــــــــــــــــــــی قرار...

خیلی با خودم کلنجار می روم که موبایل بیچاره ام را به دیوار نکوبانم ...سعی می کنم از اتاقم بیرون نروم تا گزندی از من به اهل خانه که چند روز بیشترمهمانشان نیستم نرسد... کاش می توانستم چند روزی بیست و چند ساعته بخوابم..

دوباره نیاز دارم چندی کور و کر و لال شوم..نــــــــــــــــــــــــــــیاز دارم

پ.ن:

یاد بگیر لعنتی..هیچ خیالی نیست اگر همه را زیر پایت خرد کنی... آدم ها بی شرافتند..بی هویت و بی ....درک کن...درک کن که تو حکم خر جالینوس را داری که همه را می خندادی و آخر همه سوارت می شوند..بس است دیگر...لَق همه کس...شرافت و سادگیت را قاب کن و بگذار در خانه ات بماند..

هرزه شو...تا هرزه ی دنیا از پا درت نیاورد...خوبی افسانه ای است... چرت ....

 

+ نوشته شده در  87/10/19ساعت 19:40  توسط ساسوشا  |