باده فروش می بده! به من بده...به اون نده!
آنقدر این روزهایی که باید برای تحویل پروژه ام زحمت می کشیدم خوابیده ام و حرص خورده ام و که احساس می کنم با دلی خجسته بر می گردم...! امروز با آقای استاد محترم که از مشخصات بارزش این است که کفش هایش را بدون جوراب به پا می کند کلی صحبت کردم برای زدن مُخ شریفشان و یک روز دیرتر تحویل کار! که شاید بتوانم یک روز بیشتر بخوابم...!
آنقدر آب بندی شده ام این روزها..از انواع و اقسام آبکی ها...! البته به جز شربت ممنوعه! چای...نسکافه...قهوه...آب...آب میوه های مجاز!! انواع جوشانده های آرام بخش....
زده ام به سیم بی خیالی...! هر چه بادا باد..
آن روی دیگر هم داریم..باور بفرمایید !