دو روز می گذرد... این دو روز را تنهایی سر کردم...احساس بدی نداشتم...هیچ احساسی نداشتم...گذر زمان است دیگر..کاریش نمیتوانی بکنی...شاید باشد برای آغازی دوباره...
باید سعی کنم که کمی خوش اخلاق شوم...دیگر بد اخلاقی بس است...!
در این مدت آنقدر با زندگی بازی کرده ام که می دانم زمان بزرگ شدن دیگر آمده است...
هی زندگی..
خوش اومدی به دنیا...