به سلامت دارش..

سی و پنج بهار هم هفت روز پیش تمام..

بی ثمر..

مدت هاست دیگر کسی رو دوست ندارم. حتی آنهایی را هم که دوست داشته ام از دلم رفته اند. دوست داشتن حدومرزی دارد دیگر،مثلا یک جا که می بینی شدی مشنگِ سریال های خانوادگی ،دیگر دست و دلت به دوست داشتن نمی رود. شاید اصلا دوست داشتن هم مثل تمام چیزهای دیگر دنیا قرارداد است. اصلا بنانیست آدم هارا تا همیشه دوست داشته باشی،تا یک جا دوستت داشتم و حالا دیگر دوستت ندارم..

دوست داشتن هنر زیبایی بود که از بدوتولد همراهم بود اما یک جا دیگرتصمیم خودت را می گیری.. برای اینکه بمانی و موفق شوی یا بمانی و هر روز بمیری... و تصمیم بر ماندن و موفق شدن است که دیگر کسی را دوست ندارم..