نوشته هایم خودشان می خواهند که نوشته شوند.. گاهی وقت ها مصداقی از واقعیتند و گاهی زاییده ی خیال.. خطی که باید نوشته شود خودش راهش را پیدا می کند.. شاید زن باشم.. شاید هم مرد... شاید هم بچه..گاهی عاشق و گاهی فارغ .. گاهی صوفی و گاهی کافر .. گاهی فاحشه و گاهی هم همسایه ی دیوار به دیوار مریم مقدس.. و یا شاید تمامی این ها.. گاهی برروی زمین و گاهی معلق در آسمان.. و گاهی هم همسفر باد.. اما هر آنچه باشم.. عاشق پابرهنه راه رفتن زیر بارانم.. . به کسی کاری ندارم.. کاری به کارم نداشته باشید.. بگذارید هر چه می خواهم باشم.. خردادی ام .. هزاران سر دارم و هزار و یک سودا..