توي بالكن نشسته ام..سرمايِ هوا اهميتي ندارد وقتي دلت سرد است..دختركِ پنج ساله ي مهمون ِ همسايه ي ديوار بديوارمون،يك مرتبه خودش رو ميندازه تو بغلم ك خاله تپلي،هوا سرده،بغلم كن ،گرم شي...!
وقتي دلت گرم اغوشش رابخواهد و وروجكي خودش را بياندازد در آغوشت ،چه ميكني؟
قسم ب اشك...