بعدازيك روز پر مشغله، يك دل سيربخواهي نگاهش كني و قربان صدقه اش بروي، دستانِ كوچكش را ببوسي و ببويي..سيرنميشوي..از داشتنش..
آنوقت
كه درسته داري قورتش ميدهي كه برود تودلي خودت شود، آقاي عزيز را ببيني كه
گوشه اي نشسته و سكوت كرده..آنوقت بايد دوتاتودلي را قورت بدهي...يكي
دستانِ تپلي فسقلي ات را ببوسي نرم نرم.. ديگر دستان مهربان آقاي عزيزت را
دورشانه ات خوب جا بدهي...زندگي همينجا بمان لطفا و تكان نخور
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۳۱ ساعت توسط ساسوشا
|